آیا تا بحال به این فکر کرده اید که بزرگترین ضعف استاد شجریان چیست؟
امیدوارم تعصب مانع این نشود که قبل از خواندن این مطلب مرا متهم به آنچه نمایید که نیستم .
قبلاً باز هم برای آن شائبه ای از نوشتن این مطلب در ذهن علاقه مندان دو آتشه آقای شجریان بوجود نیاید باید عرض کنم که در زمینه آواز بیش از هر چیز مدیون استاد شجریان و شیوه آوازی ایشان هستم و تمام زندگی من تحت الشعاع آن نوع از موسیقی است که ایشان در طول دوران هنری خود ارائه داده است.
اما تمام اینها باعث نمی شود تا از کنار بعضی مسائل بی تفاوت گذشت.آنهم مسائلی که به واسطه ارتباطشان با هنرمندی مثل شجریان که الگوی بسیاری از جوانان در موسیقی است، ممکن است خسارت جبران ناپذیری به نمیچه هنری که باقی مانده وارد کند.
باری بحث ما بر سر بزرگترین ضعف استاد شجریان در موسیقی آوازی است .
گزافه گویی است اگر بخواهم از نقش بی بدیل ایشان در آواز سنتی سخن بگویم و لازم به توضیح است که ضعف استاد هیچ ارتباطی به کار هنری ایشان ندارد.
نگاهی به زندگی هنری استاد شجریان نشان می دهد که ایشان چه فراز ونشیب هایی سختی را پشت سر گذاشته تا به این درجه هنری رسیده است .
از مخالفتهای پدر تا شرایط و اوضاع موسیقی در قبل از انقلاب و تحریم آن در بعد از انقلاب که آقای شجریان آنرا تجربه کرده است تا مرارتهای ایشان در فراگیری و خوشه چینی ار محضر بزرگان موسیقی از این جمله است .
صحبت از بزرگان موسیقی و شاگردی شجریان نزد ایشان شد.
نگاهی کوتاه به بیوگرافی دستنوشته خود آقای شجریان نشان می دهد که چه بزرگانی در سرنوشت هنری او موثر بوده اند.
استادان بنان ، تاج ، ادیب ، پایور ، عبادی ، بهاری ، برومند و دوامی و....هر کدام از این نامها برای به عرش رساندن هر هنرمندی کافی است .
اکنون شجریان عصاره ای از هنرمندان تاریخ ساز موسیقی ایران است با دنیایی از تجربه شخصی که ماحصل تلاش خود او است .
اما استاد برای ترویج این هنر و میراث به جا مانده از اساتید چه کرده است ؟
حتماً به کنسرتها و کارهای هنری و کاست های متعدد ایشان اشاره خواهید کرد.آیا صرف ارائه اثر و برگزاری کنسرت برای ترویج این هنر ظریف و دقیق کافی است ؟حتما تائید خواهید کرد که نه !
زیرا در این صورت خود آقای شجریان هم فقط به همان آثار به جا مانده از مرحوم قمر و طاهرزاده که آوازش متاثر از آنهاست بهره می برد و هیچگاه این همه مشقت برای بهره مندی از محضر استادان زمان را متحمل نمی شد.ضمناً خود ایشان هم بارها تاکید کرده که برای فراگیری آواز فاکتورهایی از جمله استاد مجرب ضروری است .
حالا خود استاد شجریان برای آموزش چکار کرده است؟آیا تربیت 5 یا 6 شاگرد که آنها هم به قول خودشان بجز سرلک و همایون ازنیمه راه شاگردیش را کرده اند برای گسترش میراثی که در سینه دارد کافی است ؟
البته می دانیم که ماهیت کنسرتهای متعدد و کارهای اجرایی است که استاد را از آموزش بازداشته اما هیچکدام از اینها باعث نمی شود تا از تکلیف آقای شجریان و کوتاهی ایشان در آموزش چشم پوشی کرد.از روند کارگاه آوازی پر حاشیه استاد هم که خبر موثقی در دست نیست و با این مشغله به نتیجه آنهم نمی توان امید داشت .
در هرحال من این نکته را به عنوان بزرگترین نقطه ضعف استاد شجریان بر می شمرم.
یکی از مهمترین رویدادهای موسیقی که هم اکنون در جریان است ، انتخابات کانونهای خانه موسیقی است که در این میان کانون خوانندگان موسیقی سنتی از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد.
این کانون با بیش از 1000 خواننده عضو جایگاه مناسبی برای پیگیری خواسته های صنفی خوانندگان بوده که سروسامان دادن به وضعیت بیمه درمانی ،پیگیری مسکن ، ساماندهی آموزش و مواردی از این دست حاصل تلاش هیات مدیره کانون خوانندگان است .
اعضای این کانون در حال حاضر حمید رضا نوربخش ، هنگامه اخوان ، نصراله ناصح پور ، مظفر شفیعی و عبدالحسین مختاباد می باشند.
از نکات جالب توجه در هنگام برگزاری انتخابات کانونهای موسیقی می توان به تبلیغات گسترده بعضی از نامزدها اشاره کرد.
مثلاٌ شگردهای آقای کیوان ساکت نوازنده نامی تار برای جلب آرا نقل محافل موسیقی است .از ارسال پیام کوتاه تا نمایش تابلوهای نقاشی که گویا از همسر
ایشان بوده تا جریانات عجیب وغریبی که آقای فاضل جمشیدی در خبرگزاریها بوجود آورد همه نشان از رقابتی تنگاتنگ برای کسب کرسیهای هیات مدیره کانونها موسیقی بود.
در یکی از این موارد آقای فاضل جمشیدی خبر از ائتلافی میان چند نفر از هنرمندان طراز اول برای شرکت در انتخابات داده بود.

خوشبختانه اساتیدی چون آقای ناصح پور فریب این جریانات را نخورده و با ذکاوت خودشان را از این ماجرا کنار کشیدند و رسماً در خبرگزاریها اعلام کردند که به هیچ جریان و ائتلافی وابسته نیستند.(برای اطلاع بیشتر می توانید اخبار مربوط به این جریانات را در سایتها مطالعه کنید).
در این میان سوالی که ذهن مرا به خود مشغول کرده و شاید سوال بسیاری از هنرمندان و علاقه مندان موسیقی باشد این است اصلاً نهادی مثل خانه موسیقی وکانونهای مختلف آن چرا باید در هنگامه انتخابات دستخوش این اتفاقات شود.آیا واقعاً حضور در هیات مدیره کانون موسیقی آنقدر ارزش دارد که به هر بهایی برای بدست آوردنش دست برد؟
خوشبختانه علیرغم جار و جنجالهای تبلیغاتی ،اعضاء کانون خوانندگان افراد شایسته ای را انتخاب کردند.جالب اینکه در اکثر کانونها کسانی انتخاب شدند که جریانات عجیب و غریب برای تبلیغات بوجود نیاورده بودند.
مثلاً در کانون خوانندگان آقایان نوربخش ، ناصح پور ، شفیعی و مختاباد و سرکار خانم اخوان انتخاب شدند که خوشبختانه سوابق هنری و مدیریتی همه ایشان در دسترس می باشد.
امیدوارم که همه اعضاء خانه موسیقی افراد دارای صلاحیت را به کانونها بفرستند .
زلزله بم بهانه ای بود تا آقای شجریان دوباره کنسرتهایش در ایران را از سر بگیرد.البته انگار خود ایشان هم از این بابت بسیار راضی است.زیرا اکنون فاصله زمانی کنسرتهای ایشان در ایران که روزگاری دیدنش آرزوی هر علاقه مندی بود ، حتی به یکسال هم نمی رسد و اخیراً ایام آن به 7 روز هم رسیده است .اینکه شرایط فرهنگی ، همکاری مسئولان و امکاناتی چون سالن که آقای شجریان همیشه منتقد اصلی آنها بوده و گله شکایت داشته است ، در این دو سه ساله دچار چه تحولی شده که باعث تغییر رویکرد ایشان شده ، جای سوال دارد.
یکی دیگر از موارد قابل ذکر که تقریباً داد همه علاقه مندان را در آورده ، نحوه فروش بلیط کنسرتها است.
متاسفانه در حالی که هنوز زیر ساختهای لازم برای خرید و فروش از طریق اینترنت در ایران فراهم نشده ، مسئولان برگزاری کنسرتهای آقای شجریان ، اصرار بر فروش بلیط به صورت اینترنتی دارند.معتقدم اگر مسئولان برگزاری کنسرت این چند موضوع را بررسی می کردند در تصمیم و اصرار خودشان تجدید نظر می کردند.مواردی چون
1- چگونگی دسترسی شهرهای کوچک به خصوص مناطق کمتر توسعه یافته مانند روستاها به اینترنت و سرعت لازم برای ورود به سایت
2- اشکال و ایراد های فنی فراوان به سایت فروش بلیط از جمله عدم پهنای باند کافی که باعث ترافیک شده و این به خصوص در مناطقی که از سرعت اینترنت کافی بهره مند نیستند به نوعی حقوق دیگران را پایمال می کنند.چون در واقع عدالت در توزیع بلیط را رعایت نشده است
3- تغییرمرتب یا بهتر است بگوییم نامرتب زمان رزرو بلیط که باعث سردرگمی علاقه مندان شد
4- عدم اطلاع رسانی به هنگام از قیمت بلیط وچگونگی خرید آن
5- در نظر گرفتن شیوه الکترونیکی برای پرداخت که اینهم با توجه به قطع مکرر شبکه بانکی کشور مانند حسابهای جام بانک ملت و یا عدم وجود شعبه بانکهای پارسیان و سامان در شهرهای کوچک باعث نگرانی علاقه مندان برای پرداخت به موقع بهای بلیط شده است .
مواردی بسیار دیگری از قیمت بلیط ها و چگونگی نرخ گذاری با توجه به موقعیت صندلی های سالن وزارت کشور که محل برگزاری کنسرت است تا مدت طولانی 7 شب اجرا که خستگی ناشی از آن به کیفیت کنسرت تاثیر خواهد گذاشت در این میان مطرح است که پرداختن به آنها را به فرصتی دیگر و بعد از اجرای کنسرت می گذاریم .(همگان به یاد دارند که کنسرت قبلی آقای شجریان که بلافاصله بعد از بازگشت ایشان از اروپا انجام شده دچار چه بی نظمی بود تا جائیکه حتی صدا در کنسرت قطع و آقای شجریان هم به این موضوع با تاخیر در حضور به روی صحنه واکنش نشان داد).
اما در مجموعه انتظار می رفت تا مسئولان برگزاری کنسرت با استفاده تجارب کنسرتهای قبل که با این روش فروش بلیط همراه بوده است ، شرایط مناسب تری را برای علاقه مندان فراهم می کردند. نگاره به عنوان یک علاقه مند و شاگرد غیر مسقیم ایشان با توجه به دسترسی به سرعت بالای اینترنت در شهرستان به زحمت توانستم بلیط رزرو کنم که امروز صبح در کمال تعجب دیدم در قسمت پنل شخصی من نوشته شده شما هیچ بلیطی رزرو نکرده اید.!؟!!
از آقای شجریان به عنوان برجسته ترین و شناخته شده ترین چهره موسیقی ایران در دنیا انتظار می رود تا تدابیر مناسبتری برای برگزاری کنسرت در ایران بیاندیشد تاهمه به صورت برابر از کنسرت ایشان بهره مند شوند.
متاسفانه ما هنوز تعريفي از هنرمند واقعي نداريم.
هنرمند واقعاً چه كسي است ؟كسي كه آلبوم هايش فروش بالايي دارد و از كثرت آلبوم در صدر است ؟
كسي كه به بهانه مردمي بودن در هر سوراخ و سنبه صدا وسيما مي توان يافتش؟كسي كه هنرارزشمند موسيقي را كه به بهاي جواني و گذر عمر وسخاوت اساتيد فرا گرفته به ارزاني و باز هم به بهانه واهي حمايت از نشر فدا مي كند؟
متاسفانه با مطلب قبلي من درباره خاطره يكي از اساتيد آواز درباره آقاي افتخاري برخوردي شد كه هيچ پشتوانه فكري و فرهنگي در پي آن نبود.
مطالبي كه در نقد اين مطلب براي من ارسال شده در حد همان موسيقي هاي روحوضي بود كه بيشتر از روي تعصب بود يا تفكر.
علاقه مندان برخي از هنرمندان هم مثل طرفداران قرمز آبي شده اند كه همديگر را از بي نزاكتي بي نصيب نمي گذارند.خوب است كه وبلاگ امكان پرتاب مواد محترقه را ندارد .
بهرحال ايجاد هاله تقدس براي هنرمندان و متهم كردن كساني كه به اصلاح نقدي بر اين مقدسان مي كنند با الفاظ غيرفرهنگي خود نشانه كمال بي فرهنگي است .
هر هنرمندي در كنار كار هنري خود زندگي شخصي و رفتار و منش خاص خود را دارد.
حالا ما بايد بين اينها تفكيك قايل شويم و زندگي شخصي افراد را از زندگي هنري آنها جدا كنيم .
مثل اين است كه كار هنري آقاي شجريان را به خاطر اينكه ازدواج دوم در فرهنگ ما كمي غيرمعمول است زير سوال ببريم .در صورتيكه كه اين دو موضوع كاملا از هم جداست .
البته در اينكه هنرمندان الگوي جوانتر ها هستند شكي نيست اما باز هم دليل جانبداري كوركورانه و تقلید بی چون وچرا و عذم نقد پذیری نیست.
كيست كه از سابقه شاگردي آقاي افتخاري نزد اساتيد بزرگ ، جنس و رنگ صداي بي نظيرش ، تسلطش بر مكاتب آوازي و شاهكارهاي جوانيش خبر داشته باشد و به عملكرد كنوني وي تاسف نخورد؟
اصلا فكر نمي كردم كه هوادران ايشان اينقدر تعصب كوركورانه داشته باشند.متاسفانه به خاطر حرمت هنر و موسيقي نمي توانم نظرات بعضي از اين افراد را كه از نزاكتي بي نصيبم نگذاشته اند ، درج كنم .
اما اينها هيچ چيز را تغيير نمي دهد مگر اينكه آقاي افتخاري تغيير كند.
به همين اميد صبر مي كنيم.