تبليغاتX
آواز دل





























آواز دل

موسیقی آوازی ایران

بهداشت صدا و تارهای صوتی خواننده شامل حذف موارد نادرست استفاده کردن از صدا، بهداشت غذایی، حفظ رطوبت حنجره، رعایت سلامت جسمانی و روحی و .... می باشد که برای داشتن یک صدای سالم و طبیعی ضروری هستند. بهداشت صوتی برای گویندگان، امری حیاتی است.

برای داشتن یک صدای سالم و طبیعی باید این اصول را رعایت کنیم:

1- حذف موارد استفاده نادرست از صدا:

مواردی وجود دارند که اگر در افراد به صورت عادت درآیند و جزو رفتارهای روزمره گردند باعث می شود حنجره و تارهای صوتی آسیب ببیند و فرد دچار اختلال صدا گردد.

دستور العمل های متخصص گوش، گلو و گفتار درمان برای جلوگیری از اختلال در حنجره و تارهای صوتی:

· پرهیز از فریاد زدن و جیغ زدن

· سرفه و گلو پاک کردن فقط در صورت ضرورت و به صورت ملایم انجام شود

· پرهیز از بلند خندیدن

· خودداری از تقلید صدا

· پرهیز از صحبت ناگهانی و با فشار

· صحبت کردن با بلندگو، زیر و بمی و سرعت معمول و طبیعی

· صدا سازی به آرامی و بدون تلاش و فشار انجام شود (به راحتی صحبت شود)

· در هنگام سخن گفتن یا گویندگی، سرتان را راست نگهدارید و عضلات صورت، گلو، گردن و شانه را سفت نکنید

· سعی کنید سرتان را هنگام حرف زدن برای مدت طولانی به یک طرف خم نکنید. این حالت گاهی اوقات، هنگام صحبت با تلفن دیده می شود

· از ورزش های پر سر و صدا بپرهیزید

· در صورت وجود هر گونه مشکل در صدای خود، از سخنرانی و گویندگی درازمدت بپرهیزید.

· موقع بلندکردن وسایل سنگین صحبت نکنید

· موقع سرماخوردگی، زیاد صحبت نکنید

· قبل از آموزش حرفه ای صدا، از صدای خود به طور حرفه ای استفاده نکنید

· با آب دهان، گلو را مرطوب نگهدارید.

 

2- بهداشت غذایی:

برخی از مواد غذایی بر سیستم صوتی اثر منفی می گذارند. این مواد غذایی با ایجاد حساسیت در فرد و یا آسیب مستقیم بر تارهای صوتی وی، باعث ایجاد اختلال صدا می شوند. از بین این مواد، برخی از آن ها آسیب های جدی به صدا وارد می کنند و برخی نیز خفیف تر هستند.

این دستورالعمل ها را جدی بگیرید:

· در مصرف مواد محرک مانند ادویه ها احتیاط کنید

· از مصرف الکل و هر گونه دخانیات پرهیز کنید

· از مصرف مواد اسیدی مانند سرکه خودداری نمایید

· مصرف غذاهای سرخ کرده را محدود کنید

· اگر حساسیت دارید از مواد غذایی آلرژی زا پرهیز کنید

· در مصرف مواد غذایی چرب محتاط باشید (بیاموزیم و بیاموزانیم که چرب کردن غذا، احترام به مهمان نیست و خیانت به او است.)

· از خوردن مواد بسیار شیرین بپرهیزید

· از خوردنی هایی مثل چپس و پفک پرهیز کنید

· در مصرف موادی مثل قهوه و چای غلیظ و نوشابه های گازدار که رطوبت راه های هوایی را کم می کنند محتاط باشید.

· مایعات خیلی گرم و خیلی سرد مصرف نکنید

 

3- حفظ رطوبت کافی در حنجره

 

رطوبت در ناحیه حنجره، بسیار مهم است. این رطوبت باعث می شود که دستگاه صوتی انسان، نرمتر کار کند و کمتر آسیب ببیند. هر فرد، به ویژه کسانی که به طور حرفه ای از صدای خود استفاده می کنند باید سعی داشته باشند که آب مورد نیاز بدن خود را که به طور متوسط حدود دو لیتر (8 لیوان معمولی) در روز است تامین نمایند.

همچنین آب میوه و چند قطره آب لیمو برای این هدف مفید است.

 

4- سلامت جسمی و روحی

 

استفاده کنندگان حرفه ای از صدا باید زندگی آرامی داشته باشند. عدم تعادل روحی و شخصیتی بر صدا اثر می گذارد.

لذا مواردی برای حفظ سلامت جسمی و روحی توصیه می شود:

· حفظ سلامت و ورزش منظم و کنترل وزن

· پرهیز از حضور در محل های پر گرد و خاک و دودآلود

· پوشش کافی در سردما

· هر گونه گرفتگی بیش از 2 هفته، جدی گرفته شود و به دکتر مراجعه شود

· به طور متوسط 8-7 ساعت استراحت در 24 ساعت

· اگر نفخ و برگشت اسید معده به دهان دارید به این موارد توجه کنید:

1. غذا را با حجم کمتر و وعده های بیشتر مصرف کنید

2. سه ساعت بعد از خوردن غذا بخوابید

3. سر را برای خواب 25-15 سانتی متر بالاتر قراردهید

4. چربی کمتر استفاده نمایید

· رعایت بهداشت دهان و دندان

· رطوبت فضای زندگی و کار را حفظ کنید

. هر چند وقت یکبار به ویژه اگر گوینده هستید. نزد متخصص گوش و گلو یا گفتار بروید تا شما را معاینه کند

· دوران قاعدگی در خواندن و گفتار زنان اثر دارد (قرص های ضد بارداری و همین طور بارداری نیز بر روی صدا تغییرات منفی ایجاد می کند)

· در دوران بلوغ، پسران و دخترانی که تغییراتی را در صدای خود احساس می کنند، باید از استفاده بیش از حد صدای خود بپرهیزند زیرا می تواند باعث آسیب شود

· قبل از اجرای برنامه، از پرخوری پرهیز کنید زیرا پری معده، بر تنفس و دیافراگم اثر منفی می گذارد

· تمرینات رهایی بخش یا ریلکسیشن به آرامش فرد و تارهای صوتی او کمک می کند

· استحمام به ویژه قبل از اجرا، می تواند نشاط و شادابی را به شخص بر گرداند. البته قرار گرفتن بیش از حد در آب گرم می تواند نتیجه معکوس داشته باشد.

نوشته شده در دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت 14:7 توسط کامران حدادی|

بعد از مدت ها این شهر غبار گرفته ، روي يكي از اساتيد موسيقي را به خود ديد.

دونوازي استادان ، عليزاده و پژمان حدادي در حالي در اهواز برگزار شد كه گويا شروع تور تابستاني اين دو عزيز در ايران بوده و قرار است در چند شهر ديگر هم اجرا داشته باشند.

فكر مي كنم كه انتخاب اهواز در اين موقع سال به دليل هواي تقريبا و نسبتا و گوش شيطان كر خنك اين روزهاي اردي بهشت باشد.وگرنه در اهواز كلا ما دو فصل داريم كه ۱۰ ماه آن تابستان است و ۲ ماه هم زمهرير زمستان.

بهرحال استاد قدم رنجه فرمودند و گوش ما را نواختند به زخمه هاي آن چناني.

نواختن از آن جهت كه نه به اظهار نظر من ، بلكه به گواه بسياری از دوستان صاحب نظر ، ما صداي همیشگی تار استاد را نشنيديم.

گويا هواي اهواز بالاخره استاد را هم گرفت.شايد هم به همين دليل است كه كمتر كسي رغبت مي كند در اهواز كنسرت برگزار كند.

سواي اقدام و حركت شجاعانه استاد عليزاده و استاد پژمان حدادي براي برگزاري كنسرت در اهواز ! و قدرداني از حضور ايشان بابت دميدن روح تازه در كالبد موسيقي اين شهر ، اما ، بيشتر اجراي بداهه ايشان شامل اجراي تكنيكي بود و آن حسي بايد با شنيدن صداي سازي مثل تار به شنونده دست دهد ، از صداي ساز استاد بيرون نيامد كه نيامد.

فكر مي كنم استاد دست كم در شب قبل حس و حال بداهه نوازي را نداشتند.

هنوز هم دوشب مانده و اميد داريم كه مردم و علاقه مندان مشتاق استادو هنرش كه بيلت هاي ۲۵ هزار توماني را از مدت ها قبل پيش خريد كرده بودند از اين دو شب باقي مانده لذت ببرند و استفاده كنند.

غنيمتي است حضور استادان بزرگ عليزاده و حدادي در اهواز .

نوشته شده در سه شنبه 19 اردیبهشت1391ساعت 8:20 توسط کامران حدادی|

نمي توان روي هيچ كدام از آثار استاد شجريان نظري قطعي داد كه كدام بهتر از ديگري است.يا كدام بهترين است.

خود استاد هم هيچگاه تا جاييكه من اطلاع دارم روي اثر خاصي نظر نداده است.

اما به عنوان يك شنونده حرفه اي و نه خواننده آواز ، حس و حال ، تكنيك و فضاي آثار خصوصي استاد شجريان خصوصا آثار دهه ۶۰ هميشه برايم بهترين منبع درس بوده است.

اكثر اين آثار با كيفيتي پايين ضبط شده اند اما بسيار شنيدني است و حاوي نكات و ظرايفي است كه به اعتقاد من حتي مي تواند به عنوان مرجع براي تدريس هم قرار بگيرد.

همكاري با نوازندگاني كه با آقاي شجريان كمتر روي صحنه اجراي زنده داشته اند هم يكي از مواهبي است كه در اين كارهاي خصوصي در دسترس و قابل شنيدن است.

نوازندگاني مثل ، استادان شريف ، كسايي ، موسوي ، شريف ،ياحقي ، شاپور نيكان و بسياري ديگر كه بعضي از آن ها هم اكنون در قيد حيات نيستند.

به جرات مي توانم بگويم كه شايد اگر اين آثار از نظر كيفيت ضبط شرايط مناسبي داشتند ، استاد شجريان هم بدش نمي آمد آن ها را منتشر كند.همان طور كه اين نكته را درباره ، سر عشق ، پيوند مهر و همايون مثنوي و نوا و مركب خواني هم ديده ايم.

البته اين نكته كه چرا آثار خصوصي استاد شجريان نسبت به كنسرت هاي ايشان و اجراهاي استوديويي دلنشين تر هستند (نظر من است ) و به چه دليل همين حس وحال را نمي توان در استديو منتقل كرد را به عهده اهل فن مي گذارم.

نوشته شده در دوشنبه 18 اردیبهشت1391ساعت 9:43 توسط کامران حدادی|

موسیقی ، هنر بیان افکار و احساسات انسان و وصف جلوه های طبیعی بوسیله اصوات است . همانطور که با پیوستن کلمات ، انسانها مفاهیم را به يكديگر منتقل می کنند ، از ترکیب اصوات نیز احساسات درونی خود را آشکار می سازند . موسیقی چون هر هنر دیگری ، بازتاب احساسات افراد و جوامع است . در جوامع مختلف باوجود تفاوتهای جغرافیايی و تاریخی ، موسیقی حاصل دیدگاهها و احساساتی است که انسانها نسبت به زندگی و جهان دارند . در گذشته ، موسیقی در نزد قبايل بدوي ، ارزش خاصی داشت و آن اقوام معتقد بودند که با استفاده از موسیقی می توانند به مقابله با حوادث شوم بپردازند .


تاریخچه استفاده از موسیقی به عنوان روشی برای تسکین روان انسان ، به زمان ارسطو و افلاطون باز می گردد . در ایران و در اغلب رساله های قدیمي موسیقی ، يک بخش به تاثیر الحان موسیقی بر نفوس انسانها اختصاص داده شده است . این نوشته ها نشان می دهد که در اکثر ادوار تاریخ ایران ، از موسیقی به عنوان یک روش در درمان بیماریها استفاده می شده و به عنوان عاملي برای حفظ سلامت روحی و روانی بکار می رفته است . رساله معروف " بهجت الارواح " اثر " صفی الدین ارموی " ، اشاراتی به این کاربرد موسيقي دارد .
از دیگر نشانه های توجه موسیقی دانان به تاثیر اصوات موسیقی بر روان آدمی ، جدولی است که در موسیقی سنتی ایران وجود دارد . در این جدول ، اصوات با تنوع چشمگیری دسته بندی شده اند . به عنوان مثال در اين جدول آمده است که در وقت دمیدن آفتاب ، چه دستگاهی از موسیقی مناسب است . در میانه روز ، باید به چه نوایی گوش کرد و در عصر و شب هنگام ، چه نوع موسیقی باید نواخته شود . مثلا" توصيه شده که هنگام غروب آفتاب ، گوش کردن به دستگاه " نوا " مناسب است . به قسمتی از دستگاه نوا توجه کنید .

*** بخشي از دستگاه نوا - موسیقی سنتی ایران ***

موسیقی ، هنری است که بدون تفسیر و واسطه در ذهن مخاطب تاثیر می گذارد . موسیقی با تاثیر شگفت آور خود ، می تواند انسان را از چنگال افسردگی ، انزوا ، اضطراب و بسیاری از آزردگیهای روانی برهاند . ازهمین رو ، امروزه در کشورهای مختلف جهان ، انجمنهايی تاسیس شده تا از طریق این هنر به یاری دردمندان روحی و جسمی بشتابند و با نغمه های دلنواز موسیقی ، بر آلام انسانهای گرفتار و مصیبت زده ، مرهم بگذارند .
موسیقی ، برحسب ترکیب فواصل و ریتم ، دارای ارتعاشات خاصی است که با تحریک سلولهای عصبی ، احساسات انسان را تقویت ، تضعیف و یا منتقل می کند . این تاثیر در مراحل مختلف رشد و زندگی انسان ( از دوره جنیني تا سالمندی ) ‌و حتی در گیاهان و جانوران مشاهده و ثابت شده است . همچنین تاثیر موسیقي بر سیستمهای حسی - حرکتی / ترشح غدد / هوشیاری / و شناخت فرد نیز به اثبات رسیده است .

مطالعاتي كه انجمن کاربرد موسیقی در سلامت جسم و روان ، در ایران انجام داده ، نشان می دهد که موسیقی درمانی می تواند به عنوان یک عامل درمانی نوین در بهبود برخی از اختلالات رفتاری کودکان عقب مانده ذهنی مورد استفاده قرار گیرد . این تحقیقات ، نشان داده که در کودکان عقب مانده ذهني ، موسیقی درمانی می تواند در کنترل پرخاشگری و افزایش اعتماد به نفس آنان ، نقش مهمی ایفا کند و تفاوت عمده ای در وضعیت آنان بوجود آورد .
دکتر " علی زاده محمدی " روانشناس بالینی است که نزدیک به بیست سال تجربیات علمی خود را با دانش موسیقی درآمیخته و به امر موسیقی درمانی اشتغال دارد . وی معتقد است که علاوه بر نوع موسیقی ، سازهای موسیقی نیز مهم است و ابتدا باید از سازهای ريتميک مثل چوبهای ساده ، دایره های زنگی متنوع و طبل های مختلف استفاده کرد . وی می گوید که به بیماران عقب مانده ذهنی نمی توان نواختن سازی مثل سه تار را آموزش داد ، بلکه اين بيماران باید به نواختن سازهایی بپردازند که هم راحت باشد و هم سریع با آن ارتباط برقرار کنند . وی می افزاید : موسیقی در نابینایان ، تاثیر شگفت انگیزی دارد و به قدرت شنوایی / و درنتیجه كيفيت زندگی آنها ، کمک شایان توجهی می کند .
فلوت یکی از مهمترین سازها در امر موسیقی درمانی است . به قطعه زیبايي از تکنوازي با فلوت توجه کنید .

**** تکنوازی فلوت ****

تم های موسیقی را به پنج دسته تقسیم می کنند : تمهای شیدایی / حزین / هیجانی / شاد / و آرامبخش /
در روانشناسی واژه " شیدا " را به معنی سرخوشی و نشاط بیش از حد معنی می کنند . سرخوشی و هیجان بخشی برخي از الحان موسيقي ، می تواند در درمان خلق های خموده و افسرده مورد استفاده قرار گیرد . لذا موسیقی ِ دارای تم شیدایی ، تنها برای افراد افسرده مناسب است .
لحن تم های حزین ، غم انگیز است و شکوه و شکایت در آن نهفته است . این تم ها ، باعث کاهش ترشح برخي تركيبات شیمیايی در مغز می شود . تركيباتي که انباشته شدن آنها ، حزن و اندوه را به همراه دارد . تم های حزین درحالت ملایم ، درد را تسکین می بخشد و در ایام سوگ و فراق ، تحمل غم را آسان می کند . اما استفاده بیش از حد از این تم ، باعث کاهش انرژی و رخوت می شود .

هیجان ، واکنش شدید و فوری است که با واکنش های فیزیولوژیک همراه است . بعضی از سازندگان موسیقی ، از این گونه تم ها برای افزايش تحرک بدنی ، سود می جویند . اين نوع موسيقي ، مورد استقبال زياد جوانان است . این موسیقی اگر در جای خود استفاده شود ، اثرات ارزنده ای در ایجاد انرژی روانی دارد .
نوع چهارم از الحان موسيقي ، تمهایی است که شادمانی و نشاط را توام با آرامش و متانت ، منتقل می کنند . این تم ها ، باعث انبساط و سرزندگی می شوند و قدرت کار و فعالیت را افزایش می دهند . این گونه موسیقی برای تقویت روحیه افراد یک جامعه و نشاط کودکان و نوجوانان مفید ، سازنده است .
اما نوع آخر ، تم های آرام بخش است که ملایم ، یکنواخت و مطبوع هستند . ریتم ملایم آنها ، باعث احساس آرامش در اعصاب و روان می شود . برای تمرکز بیشتر و تعادل عواطف ، استفاده از این نوع موسیقی ، مفيد است .

نکته پاياني آن که انسانها به شیوه های مختلفی آرامش کسب می کنند : عده ای به موسیقی گوش می کنند / عده ای کتاب می خوانند / دسته ای دیگر به تفرج و گردش در طبيعت می پردازند / برخی نيز به خواب و یا خوردن ، روی می آورند . اما علم ثابت کرده كه لااقل انواعي از موسیقی ، به روان انسان برای رسیدن به آرامش و تعادل ، كمك مي كنند . برخي از موسیقی ها ، استرسها و تنش ها را از بین می برند و تاثیر مثبت آنها بر جسم و روح ، موجب شده كه به آنها به عنوان وسیله اي درمانی نگريسته شود . اما همانطور که غذا را نیز باید به مقدار معین و در زماني خاص بخوریم ، موسیقی نیز باید به اندازه و در جای خود بكار گرفته شود . بديهي است هر نوع موسيقي را نمي توان گوش کرد و گاهي نيز فقط سکوت براي ما آرام بخش است .
زمانی را نيز درنظر بگيريد که هیچ ابزار موسیقی در دسترس نیست و روح شما به يك آواي آرام بخش نياز دارد . نغمه پرندگان ، صدای آبشارها و جویبارها ، آواز ساحل و امواج دریا و پرندگان دریايی یا حتي صداي ريزش قطره های باران ، بهترین موسیقی براي آرامش شماست . پس طبیعت را فراموش نکنید و از موسیقی جاری در آن لذت ببرید .

نوشته شده در چهارشنبه 6 اردیبهشت1391ساعت 14:9 توسط کامران حدادی|

تأثير هنر غرب در موسيقي ايراني از تاريخ نقاشي جدا نيست اما در اين هنر به جهاتي تأثير ديرتر پيدا مي‌شود. حضور موسيقي و آواز اروپايي در دربار صفويان به معني تأثير گذاشتن در موسيقي ايراني نبود. كراهت غناي بزمي از عواملي بود كه مانع مي‌شد، علنا‌ً به آن توجه شود درحالي‌كه نقاشي غربي به جهت محدوديت بصري و ابزار، طرح و اجراي ساده آن به ‌سرعت گسترش يافت. علاوه بر اينكه وابستگي موسيقي به علوم عقلي و رياضي آن را فني‌تر كرده و اين خود عاملي بوده است كه موسيقي ايراني كه بر مبناي علوم عقلي و رياضي عصر اسلامي شكل گرفته، ديرتر به سوي تأثير از غرب رو كند.
چنان‌كه روح‌الله خالقي در كتاب سرگذشت موسيقي ايران مي‌نويسد موسيقي ايراني تا اواسط قرن نهم هجري جنبه علمي داشته است، به‌طوري كه كتابهايي تا آن زمان در دست است. مانند: نوشته‌هاي فارابي، ابن‌سينا، صفي‌الدين ارموي، قطب‌الدين شيرازي و عبدالقادر مراغه‌‌اي، و پس از آن به بعد نه تنها كتابي در موسيقي نظري نوشته نشده، از لحاظ عملي هم به واسطه مساعد نبودن اوضاع اجتماعي چندان رونق نيافته است. (1)
در حقيقت از اين پس بخش بزرگي از موسيقي اسير، دست مطربان و لوطيان و عمله طرب گرديد اين يعني نابودي ساحت مابعدالطبيعي موسيقي سنتي.
موسيقي در ايران به‌دنبال تحولات فرهنگي و اجتماعي عصر قاجار به ‌تدريج صورت جديدي به خود گرفت اما ماية اصلي موسيقي در يك جامعة ديني رنگ و وجه ديني آن است. گوشه‌ها و آهنگهاي موسيقي ايراني از دستگاههاي مختلف با عبارات منظوم ديني توأم گرديد و به‌وسيله بازيگران (شبيه‌خوانان) نمايشهاي ديني (شبيه‌خواني) كه اكثرا‌ً داراي صوت خوش و دلنشين بودند، اجرا مي‌شد و بدين ترتيب آهنگها و ترانه‌هايي به وجود آمد.
تعزيه‌خواني خود موجب تقويت آهنگها شد. اما موسيقي نظري و علمي جديد از تأسيس دارالفنون و استخدام معلم و مربي اروپايي براي فن موسيقي كم‌كم رواج يافت و دسته موزيك نظامي جاي نقاره‌خانه دولتي را گرفت. اندكي بعد مجموعه دروس نظري موسيقي كه استادان اروپايي در دارالفنون تعليم مي‌دادند به دو زبان فرانسه و فارسي به‌صورت كتاب در چاپخانه دارالفنون به چاپ رسيد و در دسترس محصلين فن موسيقي قرار گرفت. دسته موزيك دارالفنون با نواختن آلات بادي موسيقي نظامي آشنا شدند و از سال 1304 هجري قمري به بعد در روزهاي سلام رسمي دسته موسيقي به جاي نقاره‌خانه در مراسم سلام شركت مي‌كرد و آهنگ سلام رسمي را كه لومر معلم و مربي موسيقي دارالفنون ساخته بود، مي‌نواخت. اين آهنگ تا پايان سلطنت محمدعلي‌شاه قاجار (سال 1327 هجري قمري) معمول بود و پس از فتح تهران و افتتاح مجدد مجلس در زمان احمدشاه قاجار تغيير كرد.
ساختن آهنگهاي جديد براي آلات موسيقي زهي و سازهاي سيمي و پيانو و امثال آنها از اواخر سلطنت ناصر‌الدين شاه، پس از بازگشت آن پادشاه از سفر سوم فرنگ آغاز گرديد و يك نفر فرانسوي به نام دووال، كه به خدمت دولت ايران درآمده و ويولن‌زن بود، به تشكيل اركستري از آلات زهي اقدام كرد ولي دو سال بعد از ايران رفت و كار موزيك همچنان بر عهدة لومر باقي ماند. وي در دوره سلطنت مظفرالدين شاه چند آهنگ ايراني را براي پيانو نوشت و در پاريس به چاپ رسيد.
بدين‌سان تطور موسيقي و تحول آن از دربار آغاز شد. اين تحول با مستشاران موسيقيدان اروپايي شكل گرفت. پس از تشكيل دسته موزيك نظامي با روش فرانسوي عملا‌ً نقاره‌خانه كه نهادي مبتني بر الحان سنتي بود كنار رفت. مزين‌الدوله نقاش‌باشي در ترجمه كتابهاي تئوريك موسيقي لومر همت گماشت و لومر كتابهايي در تئوري موسيقي نوشت كه به اصول هارموني (آهنگ) مي‌پرداخت و قطعاتي را بر اساس فيزيك دستگاههايي چون چهارگاه، همايون و ماهور براي پيانو تنظيم كرد كه ذكرش به ميان آمد. مدارس موسيقي نيز با راه و رسم نو زمينه غربزدگي موسيقي ايراني را فراهم كردند. سالار معزز شاگرد لومر پس از يك‌دوره بحران در دسته موزيك نظامي و بحث موسيقي در دارالفنون، مؤسس كلاس موزيك گرديد كه بخش جدا ‌شده موسيقي دارالفنون بود. پس از سالار معزز از سال 1317 علي‌نقي وزيري رئيس مدرسه گرديد و نام آن به مدرسة موسيقي دولتي تغيير يافت. ظهور وجهه نظري غربي وزيري از اين مدرسه آغاز گرديد. همين مدرسه در سالهاي بعد به «مدرسه موسيقار» و «هنرستان موسيقي» تبديل شد. سرانجام اداره موسيقي كشور «به سرپرستي غلامحسين مين‌باشيان فرزند سالار معزز مقصد غايي موسيقي ملي را فقط گامهاي موسيقي غربي تلقي كرد. در اين ميان علي‌نقي وزيري موسيقي سنتي را بر اساس طرحي غربي بازسازي نمود از اينجا جناح سنتي موسيقي تلقي مي‌شد و در برابر مين‌باشيان قرار گرفت، و سپس محافظه‌كاراني چون پرويز محمود بر اوضاع مسلط شدند. نكته قابل تأمل اينكه استادان موسيقي سنتي به هيچ‌يك از جريانهاي تجددزده موجود وقعي نمي‌نهادند و همان‌طور كه غربزدگاني چون محمود و مين‌باشيان و گريگوريان را طرد مي‌كردند به ابداعات وزيري نيز كه بالتمام تجددزده بود و موسيقي سنتي را از منظر فيزيك آن نه روح ديني و معنوي آن، بر اساس اصول موسيقي غربي تنظيم كرده بود، به ديده ترديد و انكار مي‌نگريستند. آنها به ذوق حضور دريافته بودند كه غرب از طريق موسيقي سنتي تجددزده وزيري و تار وسعت‌يافتة او تحقق يافته است كه مختصري شرحش خواهد آمد.
به‌طور كلي از اوايل قرن اخير تغييراتي اساسي در فرهنگ جامعه پديد آمده كه آن را به سوي حيات دنيوي سوق داد. اين تحولات در هنرها به‌خصوص موسيقي بي‌تأثير نبود. در سالهاي مقارن با مشروطه كه طبقه منورالفكر در ايران رو به رشد نهاد، كم و بيش از لحن عارفانه و ديني و به‌زعم خودشان بي‌تحرك و در عين حال نامناسب موسيقي ايراني خسته شده بود. در نتيجه موسيقي‌دانان كه ديگر كسوت منورالفكري داشتند به‌تدريج تحولي جديد در موسيقي ايران پديد آوردند كه سبب گرديد، اصالت موسيقي به‌تدريج نظير نقاشي از ميان برود.
چنانكه اشاره كرديم، ابتدا دارالفنون در اين تأثير نقش اساسي پيدا كرد و بعد در مراحل ديگر عواملي چند مؤثر گرديد. نخستين‌بار درويش‌خان تحت تأثير موسيقي غرب كه آن زمان در شعبه موزيك نظام مدرسة دارالفنون تدريس مي‌شد، الحاني چند از آن موسيقي گرفته و وارد موسيقي ايراني كرد. وي در سال 1251 شمسي متولد شد، در تار و سه‌تار مهارت يافت. مدتي در دستگاه شعاع‌السطنه، پسر مظفرالدين شاه بود، پس از چندي در منزل خويش كلاس موسيقي تشكيل داد. از شاگردان مشهور او موسي معروفي و ابوالحسن صبا را بايد نام برد.
درويش خان كه خود وارد مجامع منورالفكري شده و در سلك اخوان صفا بود، به ظهير‌الدوله صوفي مشهور عصر قاجاري و از فراماسونهاي انجمن اخوت سرسپرده بود. وي در كنسرتهاي انجمن اخوت شركت مي‌كرد و مبتكر پيش درآمد به سبك امروزي است. سفرهايي نيز به لندن و ديگر شهرها داشته است.
پس از درويش‌خان، علي‌نقي وزيري اين مهم يعني آميختن و اختلاط الحان موسيقي غرب با موسيقي ايراني را ادامه داد وي به سال 1266 شمسي متولد و به نظر شاگردان خود نظير خالقي از اساتيد مسلم موسيقي عصر خود محسوب مي‌شد اما درواقع او بيشتر يك مجري زبدة تار بود تا تئوريسين و اهل نظر. موسيقي نظري و نت‌خواني را وي از صاحب منصب موزيك، لومر فرانسوي آموخت و نزد كشيشي به نام «پرژوفروا» كه معلم مدرسه سن‌لويي بود، موسيقي نظري غرب و مقدمات هماهنگي را تحصيل كرد.
وزيري در مدت يك‌سال و نيم موفق شد تمام رديفهاي هفت دستگاه ميرزا عبدالله را با نت بنويسد، پس از شروع نهضت مشروطه به اين نهضت پيوست و پس از جنگ اول به اروپا سفر كرد و مدت پنج سال در فرانسه و آلمان به تحصيل موسيقي پرداخت و به ايران بازگشت و در سال 1302 خورشيدي مدرسه موسيقي را داير كرد.
وزيري به اقتضاي روح زمانه طالب تغيير و تجدد موسيقي سنتي بر همان ماده نخستين بود. از اين نظر به فيزيك موسيقي سنتي توجه نمود اما روح موسيقي جديد را به مثابه صورت بر اين ماده زد.
مهم‌ترين عنصر تجددزدگي در موسيقي وزيري قرار دادن گام 24 ربع پرده‌اي در فاصلة اكتاو در موسيقي سنتي است كه به اعتقاد او اين ربع پرده نيز مساوي است. اين نظريه پس از چند قرن اولين بحث نظري در باب موسيقي نظري بود از اينجا حتي يك نفر براي ارزيابي نظر وزيري ديده نشد و همين به‌طريق تعبدي و مذهب اصالت و قول به حجيت رجال از سوي شاگردان وي پذيرفته شد. اين نظريه بي‌ترديد خطايي فاحش بود زيرا اساسا‌ً ربع پرده در موسيقي سنتي وجود نداشت از اينجا اين نظريه و گام 24 ربع پرده‌اي وزيري كوچك‌ترين تأثيري در موسيقي سنتي ايران نداشت. درواقع او چون غربيان فواصل ربع و ثلث پرده (كوچك‌تر از نيم پرده) را مخل ترقي موسيقي پنداشته بود.
اين نظريه به مثابة مقدمه براي ورود عنصر ديگر غربي در هنر سنتي ايران بود. و آن هارموني (هماهنگي) غربي است. او كه تحصيلات علمي موسيقي مختصري كرده بود و مجذوب هارموني غربي شده بود مي‌خواست كه نوعي هيئت تأليفي (سيستم) چندصدايي در موسيقي ايران به‌وجود آورد از اين رو به تبعيت از موسيقي جديد غرب فواصل را تعديل كرد. قبل از اين در دورة مسيحيت در هنر موسيقي سنتي غرب نيز، فاصلة فواصل، نامعقول به عقل طبيعي تشخيص داده شد و ضرورت هارموني جديد در عصر رومانسك و گوتيك مسيحي موجب تجديد فواصل در موسيقي غرب شد5. و پس از رنسانس بر اساس همين مواد يعني دو فاصله پرده و نيم پرده تجربيات موسيقي تكوين يافت تا در عصر مدرنيسم و پست‌مدرنيسم فواصل كوتاه شد و به 6/1 پرده نيز رسيد. بدين ترتيب وزيري درواقع اين سيستم گام را‌ ـ‌ چندصدايي ـ براي وارد كردن هارموني غربي در موسيقي ايران ايجاد كرد. او در حقيقت ماده‌اي كاذب از نزد خويش‌ ـ متأثر از مفروضات غربي ـ‌ براي موسيقي سنتي فرض كرده و سپس تعديلش كرده بود.
خطاي وزيري كه در ورود هارموني ظاهر شده بود اصل پنداشتن «گام» بود نه «دانگ». علاوه بر اين به تفاوت ميان گامهاي بزرگ و كوچك توجه نشده بود و به تفاوت درجات اين گامها با درجات مقامهاي موسيقي ايران نينديشيده مانده بود و همين غفلت موجب مي‌شد قواعد حاكم بر هارموني غربي بدون توجه به ماهيت و هويت و عملكرد فيزيك آن بر موسيقي ايران اعمال گردد و اين به معني غفلت از فواصل موسيقي سنتي بود درحالي‌كه اين موسيقي از سيستمهاي غربي بالذات مغاير بود. حتي در غرب بسياري از موسيقيدانان براي موسيقي محلي از اعمال اين سيستم تخطي مي‌كردند زيرا مسئله مطبوعيت و نامطبوعيت فواصل در موسيقي غربي و شرقي اساساً متفاوت است. خطاي ديگر وزيري اين بود كه اين تئوري را به‌عنوان تئوري موسيقي ايران پنداشت درحالي‌كه اگر وزيري مقولة موسيقي سنتي و تئوري فواصل حقيقي آن را مستثني كرده و نظريات خود را نه به‌عنوان موسيقي سنتي كه به‌عنوان نمونه‌اي مثلاً از موسيقي جديد ايراني ارزيابي مي‌كرد كمتر دچار خطا مي‌شد. به هر حال تعديل فواصل غير حقيقي بر سنت موسيقي در ايران انطباق‌ناپذير بود.
اساساً حالات گوناگون نغمات در موسيقي سنتي ايران پيوسته مانعي براي تشكيل يك رده‌بندي ثابت درجات گام كه همگاني باشد بوده است، از اين نظر مباني موسيقي سنتي همواره كيفي باقي ماند. وزيري چيزي را گزيد ـ تقسيم اكتاو به 24 ربع پرده مساوي ـ كه از رده‌بندي دو تني (دياتنيك) رده‌بندي فيثاغورث كه از اتصال ملايمات چهارم و پنجم به دست مي‌آيد بريد. صفي‌الدين ارموي نخستين‌بار به اين فكر افتاده و درجات گام را به 18 درجه و 17 فاصله در اكتاو كه همگي از تسلسل ملايمات چهارم و پنجم به دست مي‌آيند محدود كرده است. اين دو درجه كه در تقسيمات 24 ربع پرده وزيري نمي‌گنجد از درجات مشخص مقام راست در موسيقي غربي و بسياري از مقامهاي موسيقي ايراني و تركي به شمار مي‌روند. همين دو درجه هستند كه به گوش اشخاص ناآشنا به موسيقي شرقي مصنوعي جلوه مي‌كنند6. درحالي‌كه تحقيقات علمي بر مبناي آزمايشهاي آكوستيگي نشان مي‌دهد كه اين درجات نه تنها مصنوعي نيستند بلكه با بعضي از درجات اصلي گام فواصل طبيعي را كه مبناي هارموني موسيقي بين‌المللي است تشكيل مي‌دهند. به عبارت ديگر با احساس ملايمت سه فاصله چهارم و پنجم و ششم تمام درجات گام موسيقي سنتي ايران تثبيت مي‌شود. طريقه يافتن درجات گام به‌وسيله احساس ملايمت كار تازه‌اي نيست. فارابي در يافتن پرده‌هاي گام روي طنبور خراسان همين روش را به كار برده است و كوك كردن سازها چه در شرق و چه در غرب به همين طريقه انجام مي‌شود ولي تعيين و تشخيص صحيح درجات گام تنها عامل موسيقي سنتي به‌شمار نمي‌رود و براي فرا گرفتن دويست و بيست و هشت گوشه از رديف هفت دستگاه موسيقي ايران تفقهي باطني بايد كه با رياضت حاصل مي‌شود.
به هر تقدير وزيري تأثير خود را در تاريخ هنر ايران نهاد. او بيشتر در مرحله انهدام موسيقي سنتي حضور به هم رساند اما در تدوين تئوريهاي مدون براي اثبات نوع ابداعي موسيقي سنتي فرو ماند و به قول نويسنده‌اي فاضل او نسبت به نيما همواره در حد «افسانه» باقي ماند و در مقام ايجاب نتوانست چون كمال‌الملك يانيماباشد.

پی نوشتها:
1. در اواخر قرون وسطي موسيقيدانان فواصل ربع يا ثلث پرده را مخل موسيقي علمي و بسط آن در غرب تشخيص دادند و كنار گذاشتند از اين پس علي‌الخصوص در موسيقي گوتيك قرن 12 و 13 موسيقي غرب بر بنياد دو فاصله پرده و نيم پرده منظم گرديد اما موسيقي محلي بر همان فواصل سابق استمرار يافت تا آنكه برخي موسيقيدانان پست‌مدرن فواصل ربع و ثلث تا 6/1 را در آثار خود آوردند.

منبع : نت سنتر

نوشته شده در سه شنبه 8 فروردین1391ساعت 7:42 توسط کامران حدادی|


آخرين مطالب
» مراقبت از صوت برای خوانندگان
» در حاشیه کنسرت استاد علیزاده در اهواز
» ارزش آثار خصوصي استاد شجريان
» تاثیر اصوات موسیقی بر روان انسان
» موسیقی غربی جایگزین موسیقی سنتی ایران
» « بیوا»یا بربط یکی از ارمغانهای‏ فرهنگی ایران به ژاپن
» جامعه شناسي هنر ماكس وبر
» کتاب گران تر است یا پيتزا
» بحثي درباره ي نام هاي گوناگون تنبك در طول تاريخ
»
Design By : Pars Skin